SNOW-F.F
یک شب سرد برفی
تو در کنار من
در آغوش من
در رختخواب فاحشگی من
من بیتاب! .تو خسته!
گرمای تو
سیگاری که میکشی و طعم لبانت را به خود میگیرد
پک زدن به ان سیگار
چایی که برایم میآوری و در آغوشکم جای میگیری
و در هم غرق میشویم!!!!!!!
بعد مست میکنم ...زیاد....!تورا نمیدانم!
داغ که شدیم....گر که گرفتیم ..راهی خیابانهای سرد برفی میشویم.....
ومن دیوانه میشوم.....
دل نوشت:داغونم خدا ....چرا آرومم نمیکنی!
بد نوشت:خدایا از دیدن برف و هوای سردت دلم بدجور میگیره !نمیخوای شاد باشم نه؟؟!!
چرا ؟!
+ نوشته شده در ساعت توسط دلتنگ روانی
|