f.se
بهار امثال را هم مثل همیشه دوست نداشتم و غرق دلتنگی بودم!
نه سفره ای چیدیم و نه شادی کردیم .....
و مثل همیشه حسرت جنب و جوش مردم را خوردم!
و من مثل همیشه پر از بغض بودم .....!پر از بیقراری!
زمان تحویل سال هم در خواب بودیم و چراغهای خانه مان خاموش ..تاریک..!
...و امروز هیچ فرقی برایم با روزهای دیگر ندارد!
پ:شده ایم سوژه خنده مردم ..با این همه ذوق!.....
دل نوشت:فکر نکنم عیدی برایم غمناک نباشد×
+ نوشته شده در ساعت توسط دلتنگ روانی
|